یادداشت مهمان- حجتالاسلام محمدحسن جواهری، استاد حوزه؛ بر اساس تحلیل آیات ۲۰ و ۲۱ سوره نمل درباره «ترک خدمت»، «انضباط سازمانی» و «حق دفاع کارگزار» نظام بازرسی و مبارزه با فساد اداری در تراز حکومت دینی بررسی میشود.
«وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ فَقَالَ مَا لِیَ لَا أَرَی الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ»(نمل، ۲۰-۲۱)
ماجرای سان دیدن حضرت سلیمان(ع) از کارگزاران و نیروهایش و مواجهه با غیبت «هدهد»، یکی از درخشانترین الگوهای قرآن کریم در باب نظام مراقبت اداری، مسئولیتپذیری کارمند و رفتار مدیر تراز است.
این بخش از ماجرا سه ضلع اساسی دارد که فقدان هر یک، نظام اداری را به فساد، رخوت یا استبداد میکشاند:
۱. نظارت فعال در برابر مدیریت پشتمیزنشینی («وَتَفَقَّدَ الطَّیْرَ»)
- معنای واژگانی تفقد: «تَفَقُّد» یعنی جستوجوی آگاهانه و مداوم از احوال زیرمجموعه و رصد اموری که احتمال غفلت یا کاستی در آنها میرود.
- آموزه برای مدیران: مدیر در تراز قرآنی، منتظر گزارشهای گلوبلبل یا اتکا به سیستمهای صوری ثبت ورود و خروج نمیماند؛ بلکه حضور میدانی و اشراف جزءبهجزء بر نیروها دارد.
هدهد، پرندهای کوچک در میان آن سپاه عظیم (از جن، انس و طیر) بود، اما چشم ناظر حاکم حتی غیبت کوچکترین کارگزار را کشف کرد. در نظام اداری ما، یک آفت بزرگ «ناپیدا بودن ترک فعلها» و غفلت مدیران از غیبت یا سستی کارکنان است.
۲. پرسشگری منصفانه پیش از برچسبزنی («مَا لِیَ لَا أَرَی الْهُدْهُدَ أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِینَ»)
- ادب مدیریتی: حضرت پیش از متهم کردن، ابتدا میفرماید: «مرا چه شده که هدهد را نمیبینم؟ آیا او در جمع هست و زاویه دید من مانع شده، یا واقعاً غایب است؟»
- آموزه سازمانی: مدیر پیش از توبیخ، ابتدا زاویه دید و امکان خطای ادراکی خود را میسنجد؛ سپس به سراغ بررسی واقعیت بیرونی (احراز تخلف) میرود. تصمیمگیری اداری نباید بر پایه توهم، بدبینی یا جوسازی همکاران باشد.
۳. قاطعیت در برابر ترک خدمت و نقض تعهد («لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِیدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ»)
- هزینه سنگین بیانضباطی: رها کردن پست سازمانی و وظیفه محوله، بازی با کارآمدی کل سازمان است. در ساختار حاکمیتی، کارمند یا پرسنل حقوقبگیر یک پیمان خدمتی و شرعی دارد. سلیمان(ع) برای «ترک فعل» بالاترین سطوح تنبیه متناسب سازمانی (عذاب شدید یا حذف و اخراج کامل) را معین میکند تا مشخص شود: بیانضباطی و فرار از خدمت، شوخیبردار نیست.
- پیام برای کارمندان دولت: استخدام در دولت یا تصدی یک مسئولیت عمومی، حیاط خلوت بیکاری، کارشکنی، وقتگذرانی و غیبتهای غیرموجه نیست. ترک خدمت در نظام اسلامی صرفاً یک تخلف فرمالیته نیست؛ اخلال در حقوق بیتالمال و خیانت در امانت اجتماعی است.
۴.اصل برائت و «حق دادرسی عادلانه» («أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطَانٍ مُبِینٍ»)
- قله عدالت اداری حضرت سلیمان(ع): حضرت با وجود خشم منطقی از ترک خدمت، هرگز پرونده را با مجازات فوری و بدون استماع نمیبندد. عبارت «سلطان مبین» یعنی دلیل روشن، حجت آشکار و توجیه عقلانی و مستند.
- تعادل قدرت و انصاف:
۱. تهدید به مجازات وجود دارد، تا کسی گمان نکند فرار از قانون بیپاسخ میماند.
۲. حق دفاع و مجال عذرآوری هست، تا حق کسی پایمال نشود.
این مدل دقیقاً مقابل دو آفت شایع مدیریت معاصر است: نه «ولنگاری و تسامح بیجا» و نه «دیکتاتوری و برخورد کور بدون شنیدن دفاعیات متهم».



نظر شما